الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )

317

روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )

خون تپيده‌اند و گروهى اسير . اين پاداش خيرخواهيهاى من به شما نبود كه پس از من با خويشاوندان من اين چنين رفتارى كنيد . » ( 1 ) و مردم مدينه در دل شب آوايى شنيدند ، بدون اينكه شخص او را ببيند كه چنين مىگفت : « اى كسانى كه به نادانى ( به ستم ) حسين را كشته‌ايد ! شما را مژده باد به عذاب و بدبختى . همهء ساكنان آسمان از فرشتگان و پيامبران و گروههاى ديگر بر شما نفرين مىكنند و به تحقيق كه شما نفرين شده به زبان سليمان و موسى و عيسى هستيد . » « 1 » ( 2 ) ام سلمه رضي اللَّه عنها گفته است : پيامبر ( ص ) شبى از خانه بيرون رفتند و مدتى طولانى بيرون بودند و سپس در حالى كه ژوليده و خاك آلوده بودند برگشتند و چيزى كف دست خود گرفته بودند و دست ايشان بسته بود . من گفتم : اى رسول خدا ! چرا شما را خاك آلوده و ژوليده مىبينم ؟ فرمودند : هم اكنون مرا به جايى از سرزمين عراق كه به آن كربلا مىگويند بردند و آنجا كشتارگاه و محل به زمين افتادن پسرم حسين و گروهى ديگر از فرزندان و افراد خانواده‌ام را به من نشان دادند و خونهاى ايشان را از زمين جمع مىكردم و هم اكنون در دست من است ، و دست خود را براى من گشودند و به من فرمودند : آن را بگير و نگهدارى كن ، و من گرفتم و چيزى شبيه خاك سرخ بود . آن را در شيشه‌يى ريختم و سرش را محكم بستم و نگهداشتم ، و هنگامى كه امام حسين ( ع ) از مكه آهنگ عراق فرمود هر صبح و شب آن شيشه را بر مىداشتم و آن را مىبوييدم و به آن نگاه مىكردم و از مصيبتهاى او ياد مىكردم . روز دهم محرم صبح كه آن شيشه را بيرون آوردم و به آن نگريستم مانند هميشه و به حال خود بود . آخر آن روز كه دوباره آن را بيرون آوردم و به آن نگريستم ، ديدم به خون تازه مبدل شده است . در خانهء خود فرياد برآوردم و گريستم و خشم خود را فرو خوردم كه مبادا دشمنان ايشان در مدينه آگاه شوند و شروع به سرزنش كنند و همچنان آن روز و آن ساعت را در خاطر داشتم تا آنكه خبر شهادتش رسيد و خواب من به حقيقت پيوست . « 2 »

--> ( 1 ) . اين اشعار هم از ارشاد شيخ مفيد گرفته شده است ، ص 232 ، چاپ 1377 قمرى ، تهران . م . ( 2 ) . اين موضوع كه در ارشاد مفيد ، ص 235 و امالى ابن الشيخ و به نقل از آن در چاپ جديد بحار ، ص 230 ، ج 45 ، آمده است ، در كتابهاى اهل سنت هم از جمله تهذيب التهذيب ابن حجر ، ص 347 ، ج 2 ، و ذخائر العقبى ، ص 147 و نهاية الارب نويرى ، ص 207 ، ج 7 ترجمه فارسى آن نقل شده است . م .